[ad_1]

وقتی اپل در سال 1984 مکینتاش را معرفی کرد ، طلوع یک دوره بود. محاسبات شخصی صعودی بود. شبکه جهانی وب در راه بود. به زودی صفحه ها شروع به تسخیر زندگی مردم می کنند – پیشگام اولیه دنیای همیشه روشن و بزرگنمایی تا بزرگنمایی که امروز در آن زندگی می کنیم.

مردان ، به ویژه استیو و بیل ، اعتبار زیادی برای پیشگویی این عصر مدرن فناوری اطلاعات دارند. اما در پشت صحنه ، در شرکت های فناوری و طراحی در سراسر جهان ، شکل ظاهری این صفحات توسط طراحان گرافیکی کمتر شناخته شده تعیین می شود – افرادی که پنجره ها ، جعبه های گفتگو و آیکون ها را ایجاد کرده اند ، که امروزه تا حد زیادی امری بدیهی تلقی می شوند.

به عنوان مثال ، سوزان کری ، آیکون ها ، گرافیک ها و فونت های اصلی را برای سیستم عامل Macintosh ساخته است: Mac خندان ، سطل آشغال ، بمب خطای سیستم. و اگرچه این صنعت عمدتا مرد بود ، اما همتایان زن بسیاری داشت ، از جمله Loretta Staples ، طراح رابط در سانفرانسیسکو.

او به مدت هفت سال آرزوی تجربه های تعاملی را داشت که برای لذت و رضایت کاربر نهایی طراحی شده است. این مدتها قبل از آن بود که “تفکر طراحی” به داستان سیلیکون ولی تبدیل شود ، قبل از اینکه دامنه آن به عنوان یک رابط کاربر با نام تجاری جدید تغییر نام یابد. وقتی شروع به کار کرد ، این زمینه چنان نوپا بود که بیشتر نرم افزارها وجود نداشت.

خانم استاپلز در ماه دسامبر به زوم گفت: “این بسیار هیجان انگیز بود.” “شما باید چیزهایی را جمع آوری می کردید و ابزارها و روش های خود را برای انجام کارها ایجاد می کردید.”

او که اکنون 67 ساله است و در کانکتیکات زندگی می کند و به عنوان یک درمانگر کار می کند (مرحله پنجم زندگی حرفه ای خود) ، او این سال ها را نه تنها به دلیل خلاقیت بلکه به دلیل جهان بینی اش ، شکل دهنده می داند.

خانم استاپلز در اواخر دهه 1960 با خواندن Village Voice در یک پایگاه نظامی در کنتاکی بزرگ شد و رویای زندگی در شمال شرقی را داشت. اما پس از اتمام تحصیلات خود در تاریخ هنر ییل و طراحی گرافیک در مدرسه طراحی رود آیلند ، وی شروع به تردید در آنچه ارزش های منطقه ای می دانست ، کرد.

اینگه داكری ، یكی از اساتید وی به دلیل آوردن مدرنیسم سوئیس به مدارس آمریكا شناخته شد. این سبک که به سبک بین المللی نیز معروف است ، بصورت بصری توسط میله های جامد و فونت های sans-serif تعریف می شود. طراح باید “نامرئی” باشد. تابلوهای مترو نیویورک و تبلیغات فولکس واگن لیمو نمونه های خوبی از نمود آن در فرهنگ آمریکایی هستند.

خانم استاپلز از اقتدار بصری و منطق پشت این مکتب فکری بها می داد ، اما بی طرفی اساسی آن را گیج کننده می دانست. وی گفت: “من اینجا هستم ، نسل اول ، طبقه متوسط ​​، نیمی سیاه ، نیمی ژاپنی ، هرگز به دانشگاه نمی روم و به نوعی در ییل به سر می بردم.” “همه این کارها با” از کجا آمده ام “چه ربطی دارد ، هرچه باشد؟”

وی همچنین دریافت که موسسات در شمال شرقی از ابزارهای دیجیتالی که به سرعت در حال پیشرفت هستند چشم پوشی می کنند. من مدام سرم را می خاراندم و فکر می کردم ، “ساحل شرقی کی می فهمد که همه اینها چقدر مهم است؟ “، گفت خانم استاپلز.

بنابراین ، در سال 1988 ، او به آگهی در روزنامه ای برای درک مشاغل یا TUB ، یک استودیوی طراحی در سانفرانسیسکو پاسخ داد که توسط ریچارد ساول وورمن ، یک طراح گرافیک که امروز به دلیل ایجاد کنفرانس های TED شناخته می شود ، اداره می شود. در آن زمان ، TUB یکی از بزرگترین استودیوهای متمرکز بر رایانه های Macintosh بود.

خانم استاپلز یاد گرفت که چگونه از نسخه بتا Adobe Photoshop و سایر ابزارهای جدیدی که به او امکان طراحی برای تعامل را می دهد استفاده کند. از آنجا که این رشته هنوز در ابتدای راه بود ، اغلب برنامه های مختلف را “با هم ترکیب” می کرد تا به اثر مطلوب برسد.

وی گفت: “از جهاتی ، جهان متنوع تری بود.” “این یک برنامه کاربردی گسترده و گسترده مرورگر در شبکه جهانی وب نبود.”

خانم استاپلز در سال 1989 به عنوان یک طراح رابط تمام وقت تبدیل شد. او برای طراح مشهور کلمنت موک کار کرد ، مدت کوتاهی زیر نظر جان اسکالی در اپل کار کرد و سپس استودیوی U dot I خود را در سال 1992 افتتاح کرد.

ماریا جودیس ، که با خانم استاپلز در TUB کار می کرد و به عنوان یک دوست باقی ماند ، گفت: “ما آن را امری عادی می دانیم زیرا رابط کاربری در حال حاضر یک معامله بزرگ و بزرگ است.” “اما او یکی از معدود افرادی بود که واقعاً در این فضا کار می کرد.”

طراحی رابط پر از نوآوری های دقیق و جادویی بود ، مانند نگه داشتن مکان نما بر روی یک موضوع تاری برای تمرکز. خانم استاپلز گفت: “من می دانم که احتمالاً الان خیلی به نظر نمی رسد ، اما تحقق آن مدت زمان زیادی طول کشید.”

نمادها ، اگرچه محدود به انبوهی از پیکسل های تراکم بودند ، اما محلی برای شخصی سازی بودند. وی با استفاده از نرم افزار ResEdit ، یک بار نمادی از لیوان قهوه سرامیکی را درست کرد که یک دونات کوچک در آن قرار دارد. وی گفت: “حتی کمی سایه نیز وجود داشت.”

مشتریان او در دهه 1990 شامل AT&T ، موسسه اسمیتسونیان ، سونی و پارامونت / ویاکوم بودند ، جایی که او به ایجاد یک طرح اولیه نمونه تلویزیونی تعاملی (پیشگام از بسیاری جهات برای پخش تلویزیونی) کمک کرد.

در همین حال ، شبکه جهانی وب در حال انفجار بود. خانم استاپلز گفت: “برای من ، اینترنت آغاز پایان بود.” هنگامی که وی شش سال زودتر به عنوان طراح رابط کار کرد ، رابط کاربری گرافیکی به طور گسترده ای درک نشده بود. اکنون صفحات وب صدها نفر ظاهر شده و همه در حال گشت و گذار در وب بودند. همه چیز استانداردتر ، تجاری تر ، شلوغ تر و کسل کننده تر می شد.

خانم استاپلز در نامه ای به سردبیر ، چاپ شده در Adbusters ، یک مجله فعال ، و Emigre ، یک مجله طراحی گرافیک ، توصیف عقب نشینی در یک انتشار سیاسی سیاسی مترقی را که به روشی بیانگر ایجاد شده بود – تضاد کامل با همگن به طور فزاینده ظاهر جهان در زمینه خود در آغاز هزاره.

وی نوشت: “من برنامه ریزی شده بودم که به طور قابل پیش بینی به قراردادهای گرافیکی پاسخ دهم.” “آیا ممکن است که طراحی گرافیک کم و بیش یک راه حل باشد و بیشتر یک مسئله باشد؟”

خانم استاپلز گفت: “من احساس كردم كه طراحي را نوع خاصي از عمل فرهنگي مي دانم كه ديگر نمي خواهم آن را انجام دهم.”

پس از بیرون رفتن ، او به خوبی در حرفه ها حرکت می کند: معلم طراحی (مقاله های او که مستند یک دوره اصلی طراحی دیجیتال است و هنوز هم در کلاس ها استفاده می شود) ، هنرمند زیبا ، مشاور تجارت آنلاین. در سال 2000 ، وی در فرایند مدیریت اسناد کار در زیرزمین ، از میشیگان ، جایی که او به تدریس طراحی می پردازد ، به نیویورک نقل مکان کرد.

وی گفت: “بالاخره من بایگانی نیستم.” “همه چیز می آید و می رود ، و این زندگی من است.” اما وب سایت وی شامل مجموعه ای از آثار مربوط به اوایل زندگی حرفه ای وی است: 12 تصویر از طرح های او ، به علاوه کار دانشجویی و برنامه های درسی برای کلاس هایی که تدریس می کرد.

با نگاه به گذشته ، خانم استاپلز گفت او یک بار به عنوان یک منتقد فرهنگی که به عنوان یک طراح مبدل شده دیده می شود. او اکنون یک منتقد فرهنگی است که به عنوان یک درمانگر مبدل شده است – کسی که سال گذشته را صرف کار در کنفرانس ویدیویی کرده است.

وی گفت: “عجیب است که بتوانیم منظره را کنترل کنیم.” “همه به یک چیز نگاه نمی کنند.”

خانم جودیس گفت: “او هنوز مانند یک طراح فکر می کند ،” فقط آن را به طرز متفاوتی اعمال می کند.

[ad_2]

منبع: rah-khabar.ir