منتقد فناوری نگاه او را به سمت داخل معطوف می کند


در بهار 1977 ، زمانی که شری ترکل استاد جوانی در انستیتوی فناوری ماساچوست بود ، استیو جابز برای دیدار به آنجا آمد. همانطور که او در محوطه دانشگاه قدم می زد و با همکارانش ملاقات می کرد ، ترکله آپارتمان خود را تمیز کرد و نگران منوی شام بود که برای میزبانی موافقت کرده بود.

نزدیک به 50 سال طول کشید تا او خاطرات خود را با عنوان “خاطرات همدلی” نوشت تا بفهمد این حادثه چقدر عصبانی است. او در ابتدای کار خود بود ، و توضیح می داد که چگونه فناوری بر زندگی ما تأثیر می گذارد ، اما از او خواسته نشده است که در حالی که روز را با یکی از بنیانگذاران اپل سپری می کند ، به همکارانش بپیوندد.

“چرا من نه؟” او ماه گذشته در یک مصاحبه ویدیویی گفت. دهه ها طول کشید تا به این مرحله رسید ، و این نشان دهنده تمایل او برای چرخاندن چشمان مردم شناس به داخل ، برای کاوش در روش مطالعه طولانی مدت موضوعات خود است. وی گفت: این برای کتاب جدید او ضروری است: “در اینجا کاربرد عملی معنی مکالمه با خود است.”

ترکله 72 ساله در صحبت کردن بسیار خوب است. او در کتاب 2015 خود ، بازگرداندن مکالمه ، استدلال می کند که صحبت با یکدیگر ، با تبادل صدا و صدا به روشی قدیمی ، پادزهر قدرتمندی برای زندگی در صفحه است. وی که یک روانشناس بالینی دارای مجوز است و دارای مدرک دکترای مشترک روانشناسی و جامعه شناسی از دانشگاه هاروارد است ، آنچه را که ارتباط ما با فناوری برای ما آشکار می کند ، آنچه احساس می کنیم در زندگی ما گم شده است و آنچه تصور می کنیم فناوری می تواند ارائه دهد را کشف می کند.

دخترش ، ربکا شرمن ، گفت که او و دوستانش گاهی از مادرش س questionال می شوند ، به عنوان مثال ، چه موقع نگاه کردن به تلفن هنگام شام پذیرفتن است؟ شرمن ، 29 ساله و دوستانش “قانون سه” را برای ترکل توضیح دادند: تا زمانی که حداقل سه نفر دیگر در این مکالمه نقش داشته باشند ، فکر ناپدید شدن (به طور موقت) در صفحه نمایش خوب است.

کتاب خاطرات همدلی ، که توسط مطبوعات پنگوئن در تاریخ 2 مارس منتشر شد ، پیشرفت ترکل را از کودکی طبقه کارگر در بروکلین تا استاد تمام عیار در انستیتوی فناوری ماساچوست ردیابی می کند. او در اولین سالهای زندگی خود در یک آپارتمان یک خوابه با عمه و مادربزرگش زندگی می کرد. او در تختخواب بین تخت های دو نفره پدربزرگ و مادربزرگش خوابید. پدرش تقریباً به طور کامل غایب بود.

خانواده او توانایی تهیه بلیط برای روزهای مقدس بزرگ در کنیسه محلی را نداشتند ، بنابراین در عوض آنها در پله های معبد لباس می پوشیدند و از همسایگان خود استقبال می کردند ، و مراقب بودند که اشاره کنند که در جاهای دیگر در مراسم شرکت می کنند. اما آنها هوش ترکل را تشخیص داده و از او نخواهند که در کارهای خانه کمک کند و ترجیح می دهند بنشیند و بخواند. سالها بعد ، وقتی او با بورسیه از رادکلیف فارغ التحصیل شد ، پدربزرگش در آنجا شرکت کرد.

ترکل همچنین در مورد ارتباطاتی که او را شکل داده است می نویسد. یکی از آنها با ناپدری اش ، میلتون ترکل بود ، که ورود او زندگی اوایل زندگی ترکل را قطع کرد و مادرش دستور داد نام او را برای خودش بگیرد – و هرگز برای همکلاسی ها یا خواهر و برادر کوچکترش فاش نکند که دختر شخص دیگری است که به ندرت آنجا است صحبت از پدر خودش است ، نام او تابو است.

ترکل گفت: “من به یک شخص خارجی تبدیل شدم که می دید همه چیز همیشه آن چیزی نیست که به نظر می رسد ، زیرا من همیشه آن چیزی نیستم که به نظر می رسیدم.”

هنگامی که ترکل برای اولین بار شروع به انتشار و به دست آوردن شناخت کرد ، از او س personalالات شخصی پرسیده شد ، همان س questionsالاتی که از موضوعاتش پرسید. اما او کمرنگ شد. او هنوز هم سالها پس از مرگ مادرش ، راز مادرش ، راز نام واقعی خود را حمل کرد. بنابراین ، هنگامی که در معرض دید عموم قرار داشت ، اصرار داشت که شخص خارج از محدوده است ، که فقط در مورد کار خود نظر خواهد داد ، با وجود این واقعیت که یکی از استدلال های تحریک کننده کار او این است که تفکر و احساس غیر قابل تفکیک هستند ، کار و مرد پشت کار در هم تنیده است. او این لحظه را به خوبی به یاد می آورد: وقتی از او خواسته می شود فهمد که واقعاً کیست ، بسته می شود.

وی گفت: “این واقعاً سفر من و رنگین کمان آغازین من ، این گفتگو با خودم را آغاز کرد.”

اما ترکل مدت هاست که به خاطرات علاقه مند است و در کلاس MIT در این زمینه تدریس می کند. او تحت تأثیر قرار گرفت که دانشمندان ، مهندسان و طراحان اغلب کار خود را به معنای کاملاً فکری ارائه می دهند ، وقتی در مکالمه “آنها پرشور هستند از زندگی آنها ، از دوران کودکی پرشور ، علاقه مند به سنگی که در ساحل پیدا شده است ، که آنها را به فکر فرو برد. ” “همه چیز در مورد تحقیقات من ، هنگامی که شروع به مصاحبه با دانشمندان کردم ، نشان داد که کار زندگی آنها توسط اشیا objects ، افراد ، روابطی که آنها را به کار خود هدایت می کند ، روشن می شود.”

وی افزود ، بخشی از انگیزه وی برای تدریس این دوره تشویق دانش آموزانش برای دیدن کار و زندگی آنها بود. و هنگامی که برای نوشتن خاطراتش نشست ، به طور خاص برای متحد کردن این دو رشته تلاش کرد.

تورکل در کتاب خود ، عدم پذیرش مدیریت در MIT را توصیف می کند ، تصمیمی که با آن دست به گریبان بود و با موفقیت آن را لغو کرد. او قبلاً می توانست به این موضوع بخندد (“یک زن خوب برای یافتن شغل در اینجا چه کاری باید انجام دهد؟”) ، اما احساس می کرد که این تجربه مشخص است.

همکار نزدیک 50 ساله او ، کنت منینگ ، این قسمت را بخاطر می آورد. وی گفت: Turkle “درخشان و خلاق بود” ، اما “این رویکرد كاملاً جدیدی را به فرهنگ رایانه وارد كرد و از یك زمینه روانكاوی ناشی می شد.” مردم دقیقاً این را نمی فهمیدند. وی گفت: “هنگامی که او برای او جشن را برای جشن دوره خود ترتیب داد ، برخی از همکاران در آن حضور نداشتند.”

ترکل اکنون به عنوان نوعی “منتقد داخلی” عمل می کند زیرا تصور می کند که همکاران می توانند او را با نوشتن درباره فناوری و نارضایتی آنها از موسسه ای که فناوری بخشی از نام اوست ، ببینند. دیوید توربورن ، استاد ادبیات در MIT ، گفت: “از آنجا كه كار وی نسبت به دیجیتال انتقاد بیشتری پیدا كرده است ، مطمئناً عناصر زیادی در MIT وجود دارند كه از این موضوع راضی نیستند.”

عنوان کتاب جدید او یکی از پیگیری های ترکل را نشان می دهد. در حالی که ما در زندگی خود در صفحه نمایش ناپدید می شویم ، صرف زمان کمتری در تنهایی انعکاسی و زمان کمتری در گفتگوی زندگی واقعی با دیگران ، همدلی ، همانطور که ترکله می بیند ، یکی از قربانیان است. کلمه ای که او تعریف می کند “توانایی نه تنها قرار دادن خود در جای شخص دیگری ، بلکه همچنین قرار دادن خود در جای شخص دیگری است. موضوع“این فقط یک نگرانی برای Turkle نیست ، بلکه نوعی تخصص است: او حتی به عنوان یک بخش همدلی اضطراری برای یک زن از یک مدرسه فراخوانده شد که در آن معلمان متوجه شدند که با گسترش صفحه نمایش دانش آموزان آنها کمتر و کمتر قادر به قرار دادن خود هستند از منظر دیگری

یکی از امیدهای Turkle برای این لحظه خاص این است که همه گیری به ما ایده ای از مشکلات و آسیب پذیری های یکدیگر داده است به گونه ای که ممکن است قبلاً به آن دسترسی چندانی نداشته باشیم. در ماههای اول قفل ، ترکل کلاسهای MIT خود را به زوم منتقل کرد. وی گفت: “می توانستید مکان زندگی همه را ببینید.” “این مکالمه ای را درباره اختلافات موجود در موقعیت های ما آغاز کرد. چیزی که “تجربه دانشگاه” را پنهان می کند. “

از بسیاری جهات ، تورکل معتقد است که بیماری همه گیر یک زمان “محدود” است ، در اصطلاح نویسنده و مردم شناس ویکتور ترنر ، زمانی که ما “بین و بین” هستیم ، فاجعه ای با احتمال کشف مجدد داخلی. وی گفت: “در این محدودیت های زمانی ، این فرصت ها برای تغییر وجود دارد.” “من فکر می کنم ما هم در زندگی اجتماعی خود و هم در نحوه برخورد با فناوری خود در حال گذر از زمان هستیم ، جایی که مایلیم به بسیاری از رفتارهای مختلف فکر کنیم.”

ترکله با تکنولوژی مخالف نیست. او “با افتخار” بسیاری از تلویزیون ها را تماشا می کند و دوست دارد روی مک بوک بسیار کوچک خود بنویسد ، نوعی که دیگر این کار را نمی کنند. اما با اینترنت با طعمه سوراخ های خرگوش مخالفت می کند. وی گفت: “من خیلی از نحوه دستکاری صفحه آگاه هستم و علاقه زیادی به گفتگو با الکسا و سیری ندارم.”

او بیشتر سال گذشته را در خانه خود در Provincetown ، ماساچوست گذراند ، بنابراین هنری دیوید تورو اجتناب ناپذیر است. این طبیعت شناس و فیلسوف یک بار 25 مایل ساحل را متصل کرد که Provincetown را به بالای کیپ کد متصل کرد.

ترکل گفت: “می دانی ، تورو ، مهمترین کار او این نبود که تنها باشد.” “مهمترین چیز او این بود: من می خواهم زندگی کنم عمدا. من فکر می کنم ما توانایی زندگی مشترک با فناوری را داریم. “


منبع: rah-khabar.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>